شمس الدين محمد بن محمود آملي
235
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
اگر زنى بيند كه از جاى بول خون برمىآيد فرزند او در شكم هلاكشود و اگر خويش را حاقن بيند غلبه شهوت بود . اگر مردى خود را حاقن بيند بر زن خشم گيرد و اگر بيند كه بادى از و جدا شد از غم و انديشه بيرون آيد و اگر به قصد باشد سخنى بر زبان آورد و يا كاريكند كه از آنخجل ماند . و اگر آن باد را آوازى نبوده باشد انديشه بود و هر كه بيند كه قى كند از مناهى توبه كند يا از كاريكه كرده باشد پشيمانشود و هر چه بقي برآيد تعبيرش تاويل آنچيز است . خيو مال و قدرت باشد . اگر بيند كه خيو بر كسى مىاندازد آنكس را جفائى و گزندى رسد اگر بيند لعاب از دهن او مىرفت مال بسيار بدست آرد و ضايع كند اگر بيند كه از بينى او خيو مىآيد مال حرام مىيابد و اگر پادشاهى ( كذا ) بيند از گناه باز آيد عسطه به حقيقت دانستن كارى باشد كه در آنشك بود سرفه شكايت بود اشك با گريه شادى بود و با خنده غم . و اگر اشك سرد بود كارى نيكو كند و اگر گرم بود بخلاف اين عرق اگر بوى ناخوش دارد سخنى ناخوش بشنود و اگر بيند كه از همه تن او عرق مىرود حاجتى كه دارد زود برآيد . فصل چهارم در تصرفانى كه انسان كند در اعضاى خود و غير آن از احوالى كه بر او طاريشود ختنه كردن از گناه بيرون آمدنست و سنت نگاهداشتن مسواك و همچنين غسل كردن حاجت روا شدن باشد و از انديشه و غم بيرون آمدن وضو ساختن امانت باشد تيممكردن نزديك آمدن فرح و رستن از غم . اگر بيند جنب است در طلب حاجتى كه دشوار برآيد سفر كند اگر بيند